داشتنو خواستن بعضی آدما توی زندگی تاوان داره تاوانشم حسرتو تنهاییه
اما من هنوز میگم تاوانشم قشنگه....
دیشب که داشتم توی خیابون قدم میزدم دو نفرو دیدم که چقد شبیه مابودن
نگاه کردناشون خندیدناشون راه رفتنشون
یه دفعه یاد روزی افتادم که توی خیابون آروم در گوشت گفتم دوستدارم
توبلندبلند خندیدی ولی من ترسیدم نه واسه خنده ی تو واسه نگاه مردم شهر
آخه خندت انقد قشنگ بود که ترسیدم همه عاشقت بشن
واسه همینم تو دلم به خودم صدبار لعنت فرستادم
وای حالا من امروز...اینجا....تنها....باخودم نشستمو آرزوم شده
یه باردیگه بگم دوستدارم و تو بلند بلند بخندی...
نظرات شما عزیزان:
من تموم این حرفارو باتموم ذرات وجودم حس کردم خیلی سخته...